سالگرد ازدواج

سه شنبه سالگرد عروسیمونه و همسری بنده خدا دیشب با حسین رفت برام بلوز خرید. خوشگله... آبیش رنگ نازیه... یه کرمم هست که خیلی اوضاعش بی ریخته (خیلی خوشگله ها ولی تورتوریه باید فقط تو خونه خودمون بپوشم.) حالا من نمی دونم چه جوری سورپرایزش کنم؟ اون روز تا 10 شب کلاسه و من کلی وقت دارم ولی اینکه با یه بچه بغلی برم خرید خیلی سخته! فکر کنم فقط یه کیک کوچیک بخرم یا خودم درست کنم و کنارش مولتی فروت هم درست کنم. کنسرو میوه های استوایی رو از هایپر خریدم با بستنی وانیلی و اسمارتیس راحت درست میشه! آخه همسری عاشق مولتی فروته! کادو هم نمیگیرم چون تولدش نزدیکه یه مرتبه با کادوی تولدش یکی میکنم آخه پولام کاملا ته کشیده و ان شاء ا... آخر آبان حقوق میگیرم.

اما بگم از پینت بال... جاتون خالی عالی بود. خیلی خوش گذشت. کلی به شخصیت آدما پی میبری! یه نفر تو تیم ما بود همش تا آخر اون ته میموند پشت سنگر و از پشت فقط ما رو میزد! انقدر خندیدیم از دستش! من به نسبت اون چیزی که زدم کم خوردم. همش تیم ما برنده شد بجز یک دست! تیم ما خیل خوب بود. تیم مقابل هم یه نفر ود که خیل قد بلند بود قشنگ تو تی رس و فکر کنم بنده خدا خیلی خورد! من خودم حداقل 3 تا تیر زدم بهش! دختر داییم بنده خدا داغون شد! آخه تقصیر خودش بود همش می آمد جلو... خب فاصله بگیر تیراش کمتر درد داره! ولی کلا هم ورزشه، هم تفریحه و هم آموزش... واقعا مثل یه نبرد کامل به آدم آموزش میده! ضمنا ما رفتیم رودهن چون غرب تهران باشگاه انقلاب و ابنا راهمون رو دورتر و پر ترافیکتر می کرد. ما غروب جمعه تو بهترین ساعت رفتیم و خیلی هم اونجا به نسبت تهران قیمتش مناسبتر شد. نفری 25 تومن دادیم. تیرها رو به اسم می گرفتیم ولی آخرش همه رو تقسیم کردیم و دونگی حساب کردیم. حالا همسری درس داره ترمش تموم شد میریم کارتینگ... اینبار دیگه بچمم میبرم. دوریش خیلی سخته!

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
حدیث

سلام . ببخشین من یه سوال دارم از حضورتون . توی آرشیو وبلاگتون دیدم شما گاز رومگا خریدین میخواستم ببینم الان ازش راضی هستین؟ منم برای جهیزیه ام میخوام همین گازو بخرم نمیدونم گاز خوبیه یا نه؟

محمد

با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی با حسین بودن کجا ویا حسین گفتن کجا التماس دعا