شبیه...

بهترین غذایی که تو این برف مزه میده آشه! امروز آشی که دیروز ناهار پخته بودم رو آوردم اداره... دیروز ناهار به مامانم اینا گفته بودم برای ناهار بیان و آش رشته با حلوا پختم که خیلی عالی شد هردوش خوب و عالی بود. سبزی آشم هم مثل همیشه تازه بود... حسین سرما خورده بود و حال ندار بود بیشتر  به هوای اون پختم. خیلی بچم حال نداره. از یکشنبه مریضه... دیروز هم از ظهر تا ساعت 12/5 شب جیغ می کشید و با بیچارگی خوابوندمش! همش دستش روی لپش بود و می گفت: اوف! بچم دندونش درد میکنه! نمی دونم چرا بعضی از بچه ها انقدر راحت دندون در میارن و بعضی دیگه انقدر سخت! نمی دونم چه کارش کنم؟ بروفن هم خورده بود و باز انقدر بیقراری می کرد.

اما با تمام این مشکلاتش خیلی خیلی می دوستمش و واقعا عاشقشم. حسین بیشتر از  2هفته است که تا 4 میشمره ولی الآن یه چند روزی هست که از یک شروع نمیکنه و از 2 به بعد میشمره! مفهوم شبیه رو هم یک هفته است که درک میکنه. مثلا دوغ توی لیوانه میگه: شیر! میگم نه مامان جان دوغه! سریع میگه: شبیه! شیر!

و درک مفهوم شبیه که تا حدی انتزاعی هست و مشکل، منو به آسمون میبره و خیلی با این درک مفهومش حال میکنم!

/ 5 نظر / 12 بازدید
دختراردیبهشتی

واااییی نازییی چه قشنگگگگ.. شبیه شیرررر [قلب][قلب] خیلی باحالههه

دختراردیبهشتی

واااییی نازییی چه قشنگگگگ.. شبیه شیرررر [قلب][قلب] خیلی باحالههه

مژگان امینی

سلام اميدوارم بزودی پروژه ى دندان تمام شود. بچه ها "یک "برای شان معنی ندارد.کمترین عدد دو است یعنی مامان وبابا [ماچ]

دختراردیبهشتی

عزیزم.. هروقت میام تهران بهت فکر میکنم.. به اینکه اگه وقت کردم بیام طرفت ولی انقدر کار دارم که همونا هم نصفش میمونه :( ولی حتما این نی نیو من باید ببینم..

mahtab

سلام پسر ما هم از اونهاییه که برای هر دندون دراوردنش کلی عذاب میکشه طفل معوم امیدوارم حسین جان هم به زودی از دست این دندونهای شیری راحت شه(منظورم در اوندن همشونه نه خدای نکرده افتادنشون[چشمک]) خانم امینی چه تعبیر زیبایی کردت از نشناختن عدد یک توسط بچه ها ماشااالله به گل پسر ریاضیدان شما[ماچ]