مهد کودک

چند روز قبل از ماه رمضون احساس کردم حسین هم از محیط خونه خسته شده و هم تو ماه رمضون کارمون زیاده هم باید آش اینا برای افطار بذاریم هم سحری یه مدل دیگه درست کنیم و هم بیحالی ماه رمضون باعث میشه به پسری توی خونه خوش نگذره! بنابراین تصمیم گرفتم بذارمش مهد کودک اداره که هم مامانم به کاراش برسه هم حسین بیشتر سرگرم بشه. دیگه از روز اول ماه رمضون گذاشتمش مهد کودک اداره. روز اول که خیلی خوب و راحت جدا شد و رفت و خیلی هم بهش خوش گذشته بود! وقتی رفتم دنبالش گفت: من سرسره بازی کردم! پاستیل خوردم! ولی روز دوم که خواستم به مربیش تحویلش بدم، بغض کرد و گفت: شما هم بیا! باهاش رفتم بالا و با اسباب بازی سرگرمش کردم و خداحافظی کردم و اومدم! امروزم رفتیم یه خورده خوشحال شد عکسهای دم در رو دید ولی رفتیم تو راهرو برگشت و گفت: اصلا بریم خونمون! دیگه بردمش بالا و مثل دیروز تحویلش دادم! خیلی مربی هاش تعریف می کنند:با اینکه مهد نرفته ولی خیلی راحت با بچه ها ارتباط برقرار کرده! به نظرم با یکی از بچه ها یه کنتاکت کوچولو داشته! امروز تو راه می گفت: نی نی اذیتم میکنه! امروز حواسم نبود به مربیش بگم حواسش باشه! زیاد هم گزارش نمیده! مثلا میگم: خاله چی بهت گفت؟ فقط میگه: شعر بخون! همین! دوست دارم ببینم با بچه ها چه جوری بازی میکنه؟ اما نمیذارن برم بالا! میگن: تو مثل بستنی میمونی! بری بالا همه میگن: ما هم می خواهیم! همه هوای مامانشونو میکنند!

خیلی گریه و بیتابی نمیکنه ولی به هر حال محیط نا آشناست و هنوز بلد نیست با بچه ها کنار بیاد! امیدوارم این یک ماه بهش خوش بگذره! چون خونه بمونه که کسی حوصله اش رو نداره! دیروز همسری با اینکه از صبح ندیده بودش اصلا باهاش بازی نکرد و به هر چی هم می خواست دست بزنه دعواش می کرد! بچم اومد پای ظرفشویی بودم دستاشو حلقه کرد دور پام و گفت: من تو رو دوست دارم!

/ 5 نظر / 15 بازدید
ترنج

مهد کودک مبارک حسین اقا انشالله دوستهای جدید پیدا کنی عزیز دلم ریتا جون عادت میکنه اولش سخته مخصوصا برای حسین که همیشه توی محیط گرم خونه بوده اما کم کم عادت میکنه به نظرم مهد برای بچه ها خ وبه رادمهر همش میگه پسر بد میگم کی گفته میگه خاله حالا من هنوز وقت نکردم درین مورد با خاله اش صحبت کنم

مژگان امینی

سلام نگران نباش اگر تو در تصمیم ت محکم نباشی بچه ى باهوشت هم می فهمد و بیشتر بی قراری می کند. مهدکودک گزینه ی بسیار خوبی بوده که انتخاب کردی ان شا الله به زودی عادت می کند.فقط اگر عادت کرد دوهوایش نکن منظورم این است که مرتب ببرش. بابا یش هم حق دارد با این هوای گرم و روزهای طولانی!

الهام مامان اوینا

نماز و روزه هاتون قبول.. التماس دعــــــــــــــای خیـــــــــر... امیدوارم به حسیــــــــن جون خوش بگذره تو مهد و اذیت نشه...خوب اولش طبیعیه .. با یه مربی مهد که صحبت می کردم میگفت بچه ای که اصلا بهونه نگیره اوایلش مشکل داره نه بچه ای که بهونه بگیره ...

mahtab

مبارکه مهد رفتنش به نظر من زير سه سال نبايد زياد بهشون فشار اورد شما هم که موقتيه مهد بردنش خب باباها به اندازه مامانها صبور نيستن بايد هم ما رو بيشتر دوست داشته باشن[چشمک]

ترنج

كتك خوردن و كتك خوردن كه جز ملزومات بچه هاست رادمهر هميشه زخم و زيليه اما خودش ياد گرفته كه دفاع كنه وقتي به خالش ميگم ميگه رادمهر ميزنه اونها هم ميزننش هينه ديگه زيادي نبايد حساس باشي اينطوري خودت هم بهت سخت ميگذره و همش توي فكرشي چن رو ز پيش به خاله رادمهر ميگم چرا ماشين قرمز رادمهر كه خيلي هم دوسش داشته گم شده ميگه رادهر اشوبگره ميره تموم ماشينهارو ميگيره اونم به زور حالا به ها تلافي كردن [شوخی]