یک روز اصلا دوست نداشتنی!

یک روز وقتی که شروع میشه با نحوه شروعش میتونه به آدم انرژی بده یا برعکس انرژی رو کلا بگیره! امروز از اون روزهایی بود که خیلی بد شروع شد... فکر کن باردار باشی و ویارت خواب باشه تازه کم خونی هم داشته باشی و بیحالی و خواب آلودگیتو بیشتر کنه بعد ساعت 12 به بعد بخوابی و صبح همسرت با صدای ویبره و زنگ گوشیش یک ساعت زودتر بیدارت کنه و برای اینکه حرصتو بیشتر در بیاره خودش بخوابه! و مطابق معمول که دیگه خوابت نمیبره با سردرد و کم خوابی روزت شروع بشه و تا شب ساعت 12 که باز دوباره بخوابی مدام به شدت سردردت اضافه بشه! خیلی سخته!

اصلا امروز رو دوست ندارم. نمی دونم چه جوری اینهمه کاری که تو کارتابلمه انجام بدم؟ کاش رئیس بودم همه رو ارجاع میدادم به دیگران چشمک

/ 5 نظر / 17 بازدید
ترنج

من كه هميشه زودتر از مهدي بيدار ميشم خيلي زودتر كلي هم واسه خودم علا ميگردم اصلا هم خواب ندارم واسه همين به بي خوابي عادت كردم اما خوب شرايط تو خيلي سختتره انشالله هم همسري متوجه اشتباهش ميشه و واست جبران ميكنه

ترنج

من شبها 12 الي 12.30 يا گاهي 1 ميخوابم حتي شده دو يا سه هم بخوابم اما حتما صبحها ساعت 6.30 بيدار ميشم سردرد هم نميگيرم ولي پريشب تا ساعت 3.30 بيدار بودم سر كار اذيت شدم اما خونه نه توي روز هم نميخوابم اصلا مگه اينكه ديگه چي بشه كلا به بيخوابي عادت كردم

ترنج

سردرد از خيلي چيزها ميتونه باشه از كم خوني يا حتي الودگي هوا يا نميدونم ميگرن بايد اول ببيني مال كدومشه من از بي خوابي سردرد نميگيرم اما مثلا از خورشيد كه توي سرم بتابه يا از الودگي چرا يا در اثر كم خوابي بيشتر چشمهام و پلكهاشونن كه درد ميگيرن

mahtab

کاش مي شد کمکي کنم بهت عزيزم کاش همکارت بودم و شما رييسم، همه رو برات انجام مي دادم