سلام بر محرم

محرم امسال یه تفاوت بزرگ با محرم سالهای قبل داره و اونم اینه که من امسال یه علی اصغر دارم. اگرچه که یه کمی بزرگتر شده! به ندازه ی 10 روز. خیلی با حسین کوچولوم محرم خوبی دارم. اگرچه که نمی تونم هیئت برم ولی خب با هم تو خونه عزاداری می کنیم. به جای لالایی براش نوحه هایی که حفظ هستم رو میخونم و به سینه اش یزنم تا بخوابه! خیلی با مزه است... نمی دونم چرا وقتی براش نوحه میخونم تا بخوابه تو سرش میزنه؟ خیلی خنده دار میشه! انگار واقعا داره عزاداری میکنه! تو ماه 6 که بود بعضی وقتا علی اصغر صداش می کردم و یه وقتایی کهسرشو بالا می گرفت علی صغریشو (زیر گلوشو) می بوسیدم. خلاصه محرم امسال علی رغم تو خونه موندنم خیلی خوبه واسه خودم یه روضه دائمی دارم.

اما نمی دونم چرا بچم چند شبه انقدر بد میخوابه شبها نیم سات به نیم ساعت یا گاهی حتی زودتر هی از خواب میپره و جیغ میزنه وای که تا میاد یه ذره پلکهام بره روی هم دوباره نق نق میکنه! خیلی ناجوره روانیم میکنه! باباشم که امروز و فردا نیست ببریمش دکتر. این دکترای تو محلم من قبول ندارم. اصلا کاری نمیکنن! ولی واقعا دکتر اوجی بی نظیره.

/ 0 نظر / 12 بازدید