پاییز و زمستون تو خونه کلافه شدیم. همش تو خونه بودیم یه وقتی برای تنوع میرفتیم پاساژگردی. البته بدون اینکه چیز خاصی بخریم. از اون عادتها ندارم که یه چیزی رو لازم ندارم چشمم بخوره دلم بخواد بخرم فقط برای اینکه پارک نمی شد رفت میرفتیم اونجا که هوا سرد نبود پسرک یه حال و هوایی عوض کنه . حالا که هوا خوب شده زیاد میبریمش بیرون. پارک و هواخوری جزو برنامه های همیشگیه. 5 شنبه ناهار هم رفتیم فشم و خیلی خوش گذشت. البته خیلی هم خسته شدم. آخه خیلی حسین رو بغل کردم نره بیفته تو آب یا از سرازیری بخوره زمین ولی خوش گذشت. چادر هم خریده بودیم که اونجا برای اولین بار استفاده کردیم. برای شیر دادن و خوابوندن حسین خیلی خوب بود. اما نمی دونم چرا هر جایی برای اولین بار میترسه. وقتی روی زمین گذاشتمش به جای راه رفتن و بازی فقط سرجاش جیغ میکشه. نمی دونم چرا...

غذای خودمونم یه 2 هفته ای هست بهش میدم خیلی بهتر میخوره. انگار از سوپ خسته شده بود. از بین همه ی غذاها ماهی رو خیلی بیشتر دوست داره. میمیره واسه ماهی. پسرک شکموی من. ولی بد غذاست. یعنی باید چند ساعت بهش گرسنگی بدم تا  غذا بخوره. امشبم مهمون داریم نمی دونم چی درست کنم که حسین هم بهتر بخوره!

/ 3 نظر / 3 بازدید
مامان فلفلی

ماشالا پس معلومه پسر زرنگیه ...پسر من خیلی سر خودش میترسه اصلا دستش و ول نمیکنه ...خیلی بدغذاشت ماهی که اصلا دوست نداره نمیدونم چی کار کنم ...راستی روزی چند بار شیر میدی شما؟و میتونم بپرسم الان حسین جان چند کیلوه ؟سرلاک میدی شما یا نه؟/

مژگان امینی

راستش ما تا حالا یک بار هم از چادرمان درست استفاده نکردیم! بچه های من هنوز که هنوزه در مهمانی ها دو چیز را خوب می خورند اول مرغ و برنج است دوم چلو کباب.

mahtab

مثل پسر من، اون هم از هر برای اولین بار ی میترسه[چشمک] اوایل پاشو رو چمن پار ک نمیذاشت