السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

بالاخره بعد از 3 سال امام رضا طلبید و راهی مشهد شدیم... یکشنبه ظهر با ماشین خودمون حرکت کردیم و شب رسیدیم سبزوار اونجا یک شب یه سوییت گرفتیم استراحت کردیم و فردا ظهر هم رسیدیم به مشهد خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا که اینبار بر خلاف همیشه که 3 روزه می رفتیم 4 روز کامل اونجا بودیم. خیلی همه چیز خوب بود. پسرک خیلی خوش سفر بود و زیاد اذیت نکرد خب البته وقتی خسته می شد یا خوابش می آمد خب نق می زد ولی درمجموع به برکت امام رضا همه چیز عالی بود.

هتل نزدیک به حرم بود و برای حرم رفتم با حسین مشکل چندانی نبود. توی حرم هم که اتوبوس بود و با اونا می رفتیم. البته وقتی با همسری 3 تایی بودیم که بنده خدا حسین رو بغل می کرد ولی من نمی تونستم و با اتوبوس می بردمش اونم از اتوبوس که پیاده می شدیم می زد زیر گریه! وقتی با من بود خیلی حواسمو پرت می کرد و باید یه جورایی سرگرمش می کردم. وقتم گرفته می شد ولی همون زیارت هم لذت بخش بود. این موجود معصوم و دوست داشتنی باعث استجابت دعا میشه....

این یک هفته ای که با هم بودیم خیلی خوب بود. دیشب دوست نداشتم ازش جدا بشم. دوست داشتم پیش خودم بخوابونمش چون می خواستم تنها بذارمش و بیام اداره و این سخت ترین قسمت بچه داری یک مادر شاغل هست. حرم می رفتیم خیلی دعا می کردم برای جابه جا کردن خونه که ان شاء ا... زودتر و به خوبی انجام بشه تا بیشتر بتونم به خونه و حسین برسم.

/ 4 نظر / 16 بازدید
مژگان امینی

زیارت قبول قبول دارم سخت ترین کار مادر شاغل همین است.اگر در هر اداره ای یک مهدکودک خوب باشد مشکلات مادرها کم تر می شود.

خانومه:)

زیارت قبول خانوم :* ایشالا بهترین و ایده آل ترین خونه رو پیدا میکنید.

ترنج

سلام خانمی زیارت قبول باشه ما هم قصد مشد داشتیم اما یهو سر از کیش در اوردیم خیلی خیلی خوش گذشت سفرمون مهدی هم پنج شنیه ازم مشهده منم خیلی دوست داشتم میتونستم بیام اما توی سفر کیش رادمهر خیلی گریه میکرد کلا هر جا بزن و برقص بود اون گریه میکرد از صدای بلندگوها میترسید [گل]

mahtab

زیارت قبول همیشه به سفر و زیارت[قلب]