اندر احوالات آب تنی حسین آقا

برای با هم بودن هیچی مثل یه مسافرت نیست... یه مسافرت کوچیک 3 نفره... یه جای خوش آب و هوا مثل شمال.... خیلی خیلی خوش گذشت. کوتاه و کم خرج بود ولی کلا بسیار خوش گذشت. حسین خیلی خوش اخلاق بود و بدسفری نکرد و جای همه ی دوستای گلم خالی خیلی سفر خوبی بود... حسین عاشق آب بازیه و یه شلنگ یا دوش گیر بیاره دیگه ول کن نیست. گفتیم تا هوا گرمه بریم یه سفر بچه آب بازی کنه ولی چشمتون روز بد نبینه! یه کوچولو پاش خورد تو آب دریا خیلی جیغ جیغ کرد و کلا می ترسید ولی تو ساحل خیلی با سنگها و گوش ماهی ها بازی کرد و از ساحل که می خواستیم بریم خونه نمی آمد ولی عجیب می ترسید طوری که باباش می خواست بره از دریا یه سطل آب بیاره آب بازی کنه می ترسید و گریه می کرد که نرو آب می برتت! دیگه همسری از این قسمتی که حسین از دریا خوشش نیومد ناراحت شد! گفت: ملت دارن آب تنی می کنن چه حالی میکنن! اونوقت ما باید تو ساحل بشینیم سنگ بازی کنیم...بچم سنگ رو هم نمیتونه درست بگه و بهش میگه: منگ! فقط یک شب موندیم و روز دوم هم از صبح رفتیم کنار ساحل این بچه منگ بازی کرد تا ظهر و بعدش رفتیم پارک جنگلی نور ناهار خوردیم و عکس انداختیم و چند تا وسیله برای بچه ها داشت سوار شد و برعکس تبریز که اصلا ابراز احساساتی نکرد اینجا خیلی خوشش اومد بعد هم با باباش سوار اسب شد و کلی بهش خوش گذشت. بعدشم به مامانش کلی خوش گذشت چون رفتیم ایران کتان و بیگ سی من یه مانتو و یه تاپ خوشگل خریدمنیشخند و بعدم به باباش خیلی خوش گذشت که تا تهران همش پشت فرمون رانندگی کرد چشمکوهمینجا از زحماتش قدردانی می نمایمقلب حالا من موندم و کلی ظرف و لباس کثییفناراحت

/ 5 نظر / 15 بازدید
ترنج

دلم سفر خواست[قلب]

مژگان یک دنیا عشق

الهییییییییی چرا از دریا انقد ترسید پسملی؟ منگ بازی هم کیف داره خوب.من خودم شن بازی و صدف بازی رو خیلی دوس دارم همیشه به سفررررررررر

رها

آخی نازی عزیزم. چقدر این بچه باحاله.[بغل] خوشا به حالتون منم دلم سفر میخواد اونم کجاااااا؟؟؟؟؟؟؟شمال؟؟؟عاشق شمالم من....

mahtab

همیشه به سفر گلم چه جالب که پسر من هم مثل پس رشما عاشق ابه اما زا درای میترسید و گریه کرد وقتی بردنش تو آب

mahtab

راستی ما 5 شنبه جمعه شمال بودیم 1 و 2 شهریور بود انگار محمود اباد بودیم