اولین مهمونی خونه جدید

مهمون دعوت کردن خیلی مشکله، کاراش خوبه و راحت پیش میره ولی همون فرآیند دعوت کردنش و اینکه یکی میگه فلان روز نمی تونم اون یکی میگه فلان روز نمی تونم خیلی مشکله! خلاصه بعد از 2 هفته دعوت کردن و با مشکلات آخرش مهمونی افتاد وسط هفته! روز 4 شنبه من از اداره اومدم و غذا پختم و مهمونی خدا رو شکر خوب برگزار شد! غذاهامم سخت بود. کشک و بادمجون بود که من همیشه با بادمجون و پیاز داغ تازه درست می کنم که خب زمانبر هست. غذامم مرصع پلو بود که اونم مستحضرید که کلی تابه باید بشوری و همه چی رو تفت بدی! مرغ و بادمجون هم حوصله نمی کردم تو یه تابه سرخ کنم توی 2 تا تابه سرخ کردم که زود تموم بشه! سالاد فتوش لبنانی هم درست کردم که اونم باید نون لواش رو برش میزدم و توی تابه سرخ می کردم. دیگه مردم انقدر روز 4شنبه تابه شستم و همه چی رو سرخ کردم! برای ساعت یک ربع به 7 که مهمونام اومدن برنجم توی آب بود و همه چی هم تفت داده و آماده بود. خدا رو شکر همه چی به موقع آماده شد و همه چیز هم خوب بود. فقط روز قبل کلی کار کرده بودم. ژله و زیتون پرورده و سبزی های سالاد رو روز قبل آماده کرده بودم به حسین هم خیلی خوش گذشت همش داشت از خوشحالی که پسرعموهاش اومدن جیغ می زد و می دوید! خیلی بهش خوش گذشت و بعد از مهمونی هم یه خونه ی بمب زده برامون موند چون همه ی اسباب بازی ها رو پخش کرده بودند. در مجموع خیلی خوب بود و خوش گذشت.

/ 3 نظر / 17 بازدید
ترنج

خوبی رفت و امد های ما اینه که این همه دردسر نداره همه چی راحته و ساده برگزار میشه البته منم دوست دارم سفره رنگین پهن کنم اما خوب با حجم عظیم مهمونی ها نمیشه دیگه مثلا جمعه ساعت 7 یهو عموی مهدی زنگ زد خودشونو دعوت کردن شام خونمون حالا فکر کن از هیچی خبر نداری خوب وسیله ای اماده نکردی مجبوری بدو بدو شام بپزی تمیز کاری کنی وووووو منم فقط ی خورشت ساده پختم با ماست و دوغ همین دیگه ساعت 11.30 هم رفتن من به مهدی میگم چرا همیشه فامیلای تو میزارن جمعه شب میان بابا پنج شنبه ای وقتی بیان که فرداش تعطیله [لبخند]

mahtab

سلام خسته نباشيد افرين به اين همه هترمندي و کدبانو گري بايد به منم يادبدي اون سالاد لبناني رو[چشمک]

مژگان امینی

همیشه به مهمانی و شادی باشید دستور سالادت را برایمان بنویس لطفا