مهمونی

دیروز بعد از مدتها پدر همسری اومده بود خونمون که برای امروز بره دکتر. بنده خدا یه روز صبح بلند شده صورتشو تو آینه دیده که لبش کج شده. بعد ترسیده فکر کرده سکته کرده و فشارش رفته رو 18! بعد دیدن نه ظاهرا سکته نیست چون اول سمت راست بوده بعد شده سمت چپ. خلاصه بردنش دکتر و گفتن که عصب هفتمش دچار مشکل شده. بعد از کلی آزمایش و 2 روز بستری بودن مرخص شد. براش دارو و فیزیوتراپی نوشته بودن اما همش فشارش می رفت بالا. دیشبم خونه ما بود فشارش رفت روی 20! همسری بردش بیمارستان و ظاهرا عوارض یکی از قرصاش بود که فشارشو اینجوری می برد بالا. واقعا آدم میمونه از دست این دکترها. دارو دادی که فشارش اینجوری بره بالا؟ اگه دور از جونش سکته می کرد چی؟ خلاصه امروز صبح باز رفت دکتر برای قلبش که اونم یه چک بکنه. اینم از مهمونیمون! بنده خدا بعد از مدتها اومده حالا اینجوری رفت دنبال دکتر و بیمارستان. الهی بگردم. دیشب که همسری پدرشو برد بیمارستان حسین جونمم همش نگران بابابزرگش بود هی داشت لگد میزد!

اما بگم از دیشب شاممون. همسری گفت شام درست نکن میرم از بیرون کباب میگیرم. صبح هم مامانم گفت ما میاییم خونتون به پدر شوهرت سر بزنیم. هر چی گفتم شام بیایید گفت: نه! باز عصر زنگ زدم هی اصرار کردم قبول نکرد. همسری گفت بذار منم زنگ بزنم شاید قبول کردن! گفتم نمیخواد دیگه برو بگیر گشنمه! بنده خدا رفته بود از یه کبابی که بهمون دور بود کباب گرفت که کبابش خوب باشه و بعد از کلی وقت رسید خونه. همون موقع مامانم اینا هم رسیدن و بهش گفتم برو دوباره بخر بیا! حالا که سر شام رسیدن نگهشون میدارم. دیگه بنده خدا رفت اینهمه راه دوباره کباب گرفت و دوباره نون گرفت و دوباره دوغ گرفت و منم دوباره ماست و خیار و سالاد درست کردم. خیلی با حال شد. همسری بنده خدا شب موقع خواب بهم گفت: دیشب چقدر منو هی فرستادی خرید! چشمک اما خب در مجموع شب خوبی بود.

/ 6 نظر / 12 بازدید
الی خونه سفید

خدا شفا بده انشاله

ترنج

ایشالله پدر شوهری زودی خوب بشه در مورد مهمونی هم ما اکثر مهمونیهامون همین طوریه شوشویی چند بار میره بیرون و میاد خرید میکنه ....

محمد

امیدوارم که زودتر خوب بشن دست همسری هم درد نکنه . شاد باشید وسلامت

مژگان امینی

امیدوارم حال بابا بزرگ بهتر شده باشد و با بیماریش کنار بیاید. دست بابای حسین هم درد نکند.

بتی

چقدر خدا رحم کرد.بنده خدا.... میگم این حسین کوچولو کی دنیا میاد؟ طاقتمون تموم شد[قلب]

راحله

انشااله که بهتر می شن! حسین آقا خوبه؟؟؟ کی تشریف فرما می شن پس؟؟[نیشخند]