اولین مشق شب

پسرک کوچولوم برای اولین بار بهش مشق شب دادن! تیچرشون یه کتاب داده بد که بعضی از صفحاتش رو باید توی خونه انجام می داد و امروز می برد مهد کودک. اما کتاب خونه مامان اینا جا مونده بود و منم به کلی فراموش کرده بودم. یهو دیروز عصر خونه پدر شوهرم اینا یادم افتاد که دیگه ساعت 9 شب بود و خیلی دیر ببود. بچم انقدر خسته بود که رسیدیم خونه یکراست رفت روی تختش خوابید. صبح که بیدار شد گفت: امروز میرم مهد؟ گفتم: بله عزیزم... گفت: نه نمیرم مهد! میخوام مشقامو بنویسم!!!!!!!! گفتم: مامان جون بریم توی مهد بنویس! گفت: نه همینجا باید بنویسم توی خونه! دیگه با همکاری باباش انجام داد و دست پر رفت! اگر همینجوری با همین احساس مسوولیت بالا باقی بمونه خیلی خوبه!

/ 2 نظر / 29 بازدید