ارباب رجوعم زنگ زده بود برای کارش کلی مخمو با سوالای عجیب و غریب پکوند  آخرشم خودش خجالت کشیده بود که انقدر هر روز سوال پیچم میکنه ، گفت : شما کارشناس پرونده ی ما هستید Reading a Book ما به جای اینکه بریم وکیل بگیریم مزاحم شما شدیم و حق کارشناسی شما رو هم پرداخت خواهیم کرد .

 -  ولی ما حقوقمون رو از دولت میگیریم .

- درسته ولی زحماتی که علاوه بر وظایف اداری تون متحمل میشید باید حق الزحمه اش رو پرداخت کنیم .

- ولی همه اینا جزو شرح وظایفمونه !

فکر کنم تو دلش گفت : خب هر چی دلت می خواد بال بال بزن چی کارت کنم ؟

 

اون عید اولی که استخدام شده بودم پدرم بهم سپرد که سال اولته داری کار میکنی حواست باشه برات سررسید میارن لاشو ببین پول یا سکه نذاشته باشن !

دو سه روز بعد اتفاقا یکی از ارباب رجوعام بهم سررسید داد که کادوپیچ شده بود و بعدش داشت با یکی دیگه از همکارام تو اتاق صحبت می کرد . من سریع کادو رو باز کردم و لای سر رسید رو دیدم ، که بععععله پاکت هم بود !  همونجا قبل از اینکه از اتاق بره بیرون با چه لرزش دستی SMirC-hot.svg و تپق زدنی بهش پس دادم . وقتی رفت بیرون همکارام کلی ادامو درآوردن و بهم خندیدن !  گفتن : خوبه که نگرفتی ، اگه میگرفتی چقدر میلرزیدی !

 ارباب رجوعه هم میگه میگرفت ! هی می گفت : این عیدیه ، انگار به دختر خودم عیدی دادم !

شاید مبلغش هم زیاد نبود ولی یه وقت کارش گیر می کرد پیش خودش فکر می کرد اگه بیشتر داده بودم الآن کارمو راه می انداخت !