هرگاه خداوند بنده اش را دوست بدارد محبت اباعبدا... و محبت زیارتش را به او عنایت می کند .

سالهاست که دوست دارم برم کربلا و به دلایل مختلف قسمت نشده . آخرین باری که می خواستم برم همون سالی بود که ازدواج کردم یعنی سال 87 که اسم نوشته بودم برای کربلا که نامزد کردم و دلم نیامد تنهایی و بدون همسرم برم . میدونستم که امام حسین از من نرنجیده . میدونستم که کار درستی می کنم اما راستش یه وقتایی که خیلی هوس کربلا می کردم و دلتنگ میشدم یه خورده ای پشیمون می شدم و می گفتم ای کاش رفته بودم کربلا . حالا بعد از سالها انتظار دعوت شدم ...

نمی دونم چه احساسی باید باشه . بارها خواب دیدم و فکر می کنم که اینبار هم باور نکنم که واقعی باشه . برام مثل خوابه

برای همهی دوستای وبلاگیم از جمله آرنیکا جون و پریناز و ... خیلی دعا می کنم و امیدوارم که قابل باشن و بپذیرن

راستی میگن که 3 تا آرزوی آدم برآورده میشه به نظرتون چه آرزوهایی از همه بهتره ؟