وای چقدر تعطیلی چه حالی میده ! حیف که همسری تهران نیست و من باید تنها بمونم تو خونه . اما به هر حال به کارای خونه میرسم تا وقتی همسری میاد بیشتر بتونیم با هم باشیم . من هر وقت همیری میره ماموریت به کارای خونه میرسم و یه خونه تکونی اساسی دارم . اون دفعه که همسری از ماموریت برگشت براش سنبوسه با خمیر درست کردم که خیلی خوشش اومد برای این دفعه دیگه غذای جدیدی یادم نمیاد باید از کتاب رزا خانم مرحوم کمک بگیرم و یه جوری سورپرایزش کنم .

میدونید گاهی خودمو با گذشته که مقایسه میکنم تفاوتهای زیادی میبینم . چند سال پیش به نظرم می اومد که این خانوما چقدر خاله زنکن که دنبال این چیزا هستن ولی الآن میبینم که واقعا به درد زندگی میخوره . اگه خونه دار خوبی نباشی نمیتونی همسر خیلی خوبی هم باشی . خب خیلی از انجام وظایف به بهتر شدن زندگی کمک میکنه . ولی از کتاب و چیز نوشتن هم یه عالمه دور شدم . طوری که بعضی وقتا خودم نمیتونم باور کنم که یه روزی پیپرهای من جزو بهترینها بودند !