دیشب داشتم خونه رو جمع و جور و مرتب می کردم که دیدم همسایه زنگ زده که انباری تون درش بازه . خب حدستون کاملا درسته انباری مون رو دزد زده بود . برنجها و مقداری خرت و پرت و خریدهایی که کرده بودیم شامل مواد شوینده و خوراکی همه رو آقا دزده برده بود . در انباری بقیه همسایه ها رو هم شکونده بود ولی چون همسایه ها تردد داشتن ترسیده بود و چیزی نبرده بود . زنگ زدیم پلیس 110 و بعد از 1 ساعت زحمت کشیدن قدم رنجه فرمودند . گفتند اگر می خواهید پرونده تشکیل بدید باید بیاید کلانتری ، پدرم گفت پرونده تشکیل بدی بهتره چون وقتی آمار دزدی بالا بره برای پلیس خوب نیست بنابراین بریم شکایت کنیم . منم که از خدام بود تا حالا نرفته بودم کلانتری دوست داشتم برم ببینم چه جوریه . رفتیم از در کلانتری که رفتیم تو دیدیم یکی از همین آقایون پلیس از در وارد شد . یکی از همکاراش ازش پرسید : سوییچ ماشین دزد رو به کی دادی ؟ که یهویی دیدم آقا پلیسها جلوی چشم اون همه مراجعه کننده و دزد و ... با هم درگیر شدن و کتک حسابی به هم زدن و حسابی به هم ازون فحشهای بالای 18 سال دادن ! خلاصه از همدیگه جداشون کردن و دیدم یکی از همکاراشون که بنده خدا اصلا نه باهاش حرف زده بود نه حتی داشتن همو کتک میزدن نگاشونم نکرده بود ، داشت واسه خودش یه چیزایی می نوشت ، رفت سمت اون و حسابی هم اونو زد . خیلی هم بد بهش لگد میزد . اصلا اون بنده خدا کتک هم خورد بهش هیچی نگفت ! خلاصه ما بهت زده تعجب مشغول تماشای این نمایش اکشن همراه با فحشهای خیلی زشت بودیم که پدرم رفت باهاشون حسابی دعوا کرد . گفت : چرا جلوی دختر من از این فحشها میدید . چرا اون آقاهه رو کتک زدی و ... آخری هم گفت : ما اشتباه اومدیم ما هیچ شکایتی نداریم . باید بریم از دست شما شکایت کنیم ! که ما رو به زور نگهداشتن و به زور گفتن که شما باید شکایت کنید . خلاصه ما شکایت کردیم و اون آقایی که همه رو خیلی کتک میزد برای اینکه نریم ازش شکایت کنیم هی مثلا می خواست دل ما رو به دست بیاره می گفت : من قرض دارم ، قسط دارم ، کارم زیاده ... آخه یعنی چی ؟ مگه کسی که قرض داره همکارشو باید کتک بزنه تا قسطتش پرداخت بشه ! یه آقایی بود که سنش بیشتر از بقیه بود و درجه اش هم نمیدونم چی بود ولی رییسشون بود . بهش گفتم : شما باید چند تا پلیس بیارید اینجا که همکاراتون همدیگه رو نکشن ، دستگیری دزد و قاتل پیشکشتون ! در همین جریان که مثلا داشتیم شکایت می کردیم انقدر می ترسیدم : آخه همون آقایی که داشت همه رو کتک میزد اسلحه  داشت : پیش خودم می گفتم این که هیچی نمیفهمه نکنه یه دفعه تیر بزنه بکشتمون !استرس

صبح هم زنگ زدم 197 و شکایت کردم . گفتم من فکر می کردم پلیس مظهر ادب و متانت و اخلاقه ولی اینا فقط بهم فحشهای بد میدادن . اصلا با هم درست صحبت نمی کردن و مرتب با هم درگیر و مشغول کتک زدن همدیگه بودن .

نمی دونم این چه مدلشه سوال