دیروز داشتم با مامانم تلفنی صحبت می کردم و در ضمن یه پیاله ماست هم دستم بود و داشتم ماست می خوردم و در همین حین مشغول آشپزی هم بودم . یهویی گوشی تلفن رو که با شونه ام گرفته بودم افتاد تو پیاله ماست . البته خیلی کم ماستی شد و صد البته که خراب هم نشد ولی خیلی خندیدم . به مامانم که پشت خط بود گفتم مامان ، گوشی افتاد تو ماست . کلی با هم خندیدیم خنده اینم از شیرین کاری های من . قابل توجه کسانی که فکر میکنند من خیلی منظبتم مژه

اما دیشب عدس پلو و آش گوجه یا حلیم گوجه درست کردم که فوق العاده خوشمزه بود . جای همه تون خالی . کاش میشد یه روز همه با هم آشنا میشدیم و ارتباط نزدیکتری داشته باشیم . البته خب ویژگی محیط وب اینه که آدم راحتتر حرفاشو میزنه شاید اگه همو می شناختیم نمی تونستیم به این راحتی با هم ارتباط  داشته باشیم . این بی هویتی هست که تو محیط وب آدما رو انقدر به هم نزدیک میکنه . خدایی خیلی حرفایی که اینجا میایم میگیم نزدیکترین فرد زندگیمون هم شاید ندونه .