مدیر کل سابقمون که در حال حاضر یه پست کمتر از کارشناسی گرفته و تو یه واحد دیگه ای هست و علاف و بیکار میچرخه مرتب داره تو کارهای مدیر فعلی مداخله میکنه و همکارها رو بازخواست میکنه که چرا این کار رو می کنید و اون کار رو نمیکنید ... تهدیدشون میکنه و کماکان فکر میکنه که مدیر کله ! دیروز زنگ زد به شمارم که من نبودم و همکارم جواب داده بود ، پیام گذاشت که من براش شماره تلفن و اسم یکی از ارباب رجوعا رو پیدا کنم که زنگ میزنه بهش بگم . وقتی زنگ زد من گفتم که تازه اومدم تو اتاق و پرونده رو ندیدم . ازم پرسید خودت زنگ میزنی بهم شماره رو بگی یا من دوباره زنگ بزنم / من گفتم احتمال داره که من زنگ بزنم . پرسید : چرا احتمال ؟ گفتم باید با مدیرمون هماهنگ کنم

این حفم آدم به اون متکبری که میگه کل دنیا باید تحت سیطره من باشند رو خیلی به هم ریخت و حسابی از دستم شاکی شده بود و همه جا زنگ زده بود و به همه شکایت کرده بود. تو مجموعه ما شاید 2 - 3 نفریم که چنین جسارتی رو داریم و بقیه خیلی سریع تسلیم میشن . هر اطلاعاتی میخواد در اختیارش قرار میدن و روزی چند بار به دستبوسی میرن . این ذلت همکارهام و این ترسشون از کسی که جایگاه پایینتری از خیلی هاشون داره واقعا جای تعجبه ! یکی از همکارام می گفت : شانس آوردیم امام زمان الآن ظهور نکرده وگرنه ما جماعت کارمند می گفتیم : شرمنده مدیرمون گفته نباید جواب سلام شما رو هم بدیم !

اما قصدش از این کار چیه ؟ اون ارباب رجوعی که شماره تلفن و اسمش رو از من خواست یه ارباب رجوع پرخاشگریه که همون روز اول ورودش با همکارا دعوا کرده بود تا همین امروز که با تک تک همکارا داره دعوا کرده و یه بار هم رفته پاسخگویی به شکایات . میدونه که آدم نا جنسیه میخواد باهاش تماس بگیره و تحریکش کنه که هر روز دوباره بیاد دعوا و شکایت کنه و اعصابمون رو به هم بریزه  Gun Touting