دیروز بالاخره برام مهمونی واقعی اومد منظورم از مهمون واقعی یعنی اینکه رسما و برای شام و ناهار بیان . پدر شوهرم و برادر شوهرم که مجرده اومده بودند . البته شب اول فقط پدر شوهرم تکی بود ولی شب دوم برادر شوهرم هم بود .

خب بد نبود . مهمون داری خیلی هم مشکل نیست . شب اول که دیر فهمیدم مهمون داریم سوپ جو گذاشتم با کوکو سیب زمینی . البته بگم ها کوکوهای من به شهادت تمام همکارانم و کسانی که خوردند خیلی خوشمزه است . تازه پدر شوهرم اصلا اهل شام خوردن نیست . فقط چون سوپ و آش تو خونشون درست نمیشه ( مادر شوهرم فوت کرده و اونا همش مرغ و ماهی که درست کردنش راحته میخورن ) خیلی سوپ رو دوست داره . برای ناهار فردا هم قیمه سیب زمینی درست کردم و سبزی پلو با کوکو سبزی . شام هم پیتزا درست کردم و آش رشته . البته فقط پیتزا خوردن ! فکر کنم خیلی خوششون اومده بود . چون خیلی خورده شد . من فکر میکردم یه عالمه اضافه میاد ، آخه اونا شام خور نیستن ولی یه تیکه کوچیک اضافه اومد .

یه اخلاقی که خانواده شوهرم و خود شوهرم دارن اینه که هیچوقت از هیچ غذایی تعریف نمیکنن و خودت باید بفهمی که خوششون اومده یا نه . مثلا من ازاینکه به آش رشته دست نزدند و پیتزای زیادی خوردن فهمیدم خیلی خوششون اومده laugh1.gif : 19 par 19 pixels.

شوهر من اگه خوشمزه تریت غذا رو که مورد علاقه اش هست بخوره میگه دستت درد نکنه . اگه یه غذایی که شور شده یا خوب نشده باشه هم بخوره میگه دستت درد نکنه ! البته پدر شوهرم اگه شور باشه یا چرب باشه دوست نداره و میگه که چرب بود یا نمکش زیاد بود . منم همیشه براش کم چرب و کم نمک میذارم !