این چند روز رگ گردنم گرفته بود و بد جوری درد می کرد . حتی دستم رو نمی تونستم حرکت بدم . آقای همسری کارهای خونه رو و حتی کارهای شخصی من رو انجام میداد . بدون کمکش حتی نمی تونستم دراز بکشم یا بلند شم !بیماری خیلی بده و سخته ولی بد نیست آدم می تونه شریک زندگیشو بسنجه . محبتش رو ، یاری کردنش رو و خیلی چیزای دیگه .

اما در حاشیه بیماری : مامانم مهمون دعوت کرده بود و یه عالمه غذا واسه 3 نفر مهمون درست کرده بود . هر چی همه میگیم این غذاها خیلی زیاده کمش کن . میگه نه آبروریزی میشه . آخه یعنی چی ؟ 10 مدل غذا و سالاد و دسر و سوپ واسه 3 نفر آدم ؟ من عقیده دارم غذا رو باید به اندازه درست کرد و نباید 100 رقم باشه . اگه مهمون بار اوله میاد خونمون خب باید یه کم تشریفاتی تر باشه ولی قرار نیست که همیشه خودت رو خسته کنی و مهمون رو معذب ! غذا فقط یک نوع که همه دوست دارن . مثل پیتزا یا ته چین مرغ و یک نوع سوپ با سالاد ماکارونی یا بیف استراگانوفی ، چیزی خیلی هم خوشمزه است همه هم دوست دارن و خوششون میاد . نمی دونم امتحان کردید یا نه . من که یه بار این کار رو کردم خیلی همه خوششون اومد !