خیلی خیلی خوشحالم خیلی عروسی خوبی بود و از همه چیز لذت بردم

جمعه شب مثلا حنابندون بود . کسی نبود ها فقط خودمون بودیم یه خورده نانای بود و ...  آرایشم هم بد نبود . خیلی هم خوب بود و خوش گذشت فقط آقای همسر خان یه عالمه غرغر کرد که دیر شد و فردا صبح سر حال نیستیم و این حرفا . شب هم تا مهمونا رفتن و من آرایشم رو پاک کردم و ناخن و مو و اینا رو باز کردیم و خوابیدیم شد 5 / 3 شب

شنبه صبح زود ساعت یک ربع به 6 بیدار شدیم و تا وسایلمون رو جمع کنیم و بریم یه خورده دیر رسیدم آرایشگاه باید یه ربع به 8 میرفتم ولی 8 رسیدم که البته مشکلی پیش نیامد . آرایش خیلی خسته کننده بود ولی از نتیجه اش راضی بودم . خب البته خودم مدل آرایشم رو انتخاب کردم و از گریمور پرسیدم بهم میاد یا نه ؟ که اون فقط تایید کرد و همون مدل آرایشم کرد . از شینیون و تاج و تورم هم راضی بودم . مدل آرایشم قهوه ای طلایی بود که خب لباسم هم خامه ای با گلهای طلایی بود که بهش می اومد . تو آرایشگاه ناهار خوردم و نماز نشسته خوندم و شاه دوماد هم ساعت 2 اومد آرایشگاه دنبالم . دسته گل و ماشینی که تحویل داده بود هیچ ربطی به اون چیزی که سفارش داده بودیم نداشت نوع گلها رنگشون و مدل چیدن گلها کلا سلیقه شخصی گل فروش بود . خیلی بد بود . ماشین اصلا برام مهم نبود ولی دسته گلم خیلی برام مهم بود ! عیب نداره دیگه اصلا بهش فکر نکردم گفتم اعصابم فقط به هم میریزه .

از آرایشگاه رفتیم باغ به خاطر اینکه راحت باشیم باغ خصوصی گرفته بودیم خیلی لباسهامون تو باغ کثیف شد و آرایشم به هم ریخت . زمین باغ گلی بود به چمنها آب داده بودند و فیلمبرداره می گفت رو زمین دمر بخواب ، چهار طاق بخواب . با اون لباس و با اون کفش بدو . خلاصه خیلی لباسهامون کثیف شد و تیریپ عملگی رفتیم پیش مهمونا . از باغ هم رفتیم آتلیه و عکسهای نازی انداختیم . من که به نظرم عکسهای آتلیه بهتر میشه . تو آتلیه خیلی خوش گذشت . به آقای همسری گفته بودم اون مدلی که تو خونه بغلم میکنی یه عکس بندازیم و اونم به خانم عکاس گفت من میخوام عین نی نی ها بغلش کنم عکس بندازیم . شیفونم رو در آوردم و بغلم کرد . خیلی خوب بود و خوش گذشت . هی منو مینداخت بالا و من مرده بودم از خنده اونا هم تند تند عکس مینداختن و پشت صحنه میگرفتن !

بعد از آتلیه رفتیم اتاق عقد . اونجا هم همون سفره ای که سفارش داده بودیم نچیده بودن . با هم عکس انداختیم و کادو گرفتیم و همین دیگه ... بعد از عقد هم رفتیم تو سالن پیش مهمونا . مراسممون در مجموع خیلی خوب بود البته برای من و شاه دوماد سعی کردیم بیشتر به خودمون بها بدیم مثلا شاید پول لباس و آرایشگاه من به نسبت هزینه پذیرایی مهمونا زیاد شد ولی خب عروسی ماست عروسی مهمونا که نیست باید به ما خوش بگذره .

مسیر تالار تا خونه هم طولانی بود و خوش گذشت آهنگ توپ و حرفای عشقولانه و همه ی چیزای خوب دیگه ...

خونه هم که گوسفند قربونی کردن و رفتیم بالا ما رفتیم خونه خودمون عکس انداختیم و فیلم گرفتیم و بقیه هم که پایین نانای می کردن

سکانس آخر فیلممون خیلی قشنگ شد . من یه مطلب خیلی عشقولی برای همسر گلم نوشته بودم که بهش بدم  خوشگل هم تزیینش کرده بودم اونو جلوی دوربین برای همسر عزیزم خوندم و خیلی عشقولی و ناز تموم شد .