ملت ایران در هواداری از جنبش سبز تمام قواعد جامعه شناسی و عقلی و منطقی رو زیر پا گذاشتن . جامعه شناسی میگه : زودتر از 50 - 60 سال انقلاب دومی رخ نمیده . چون به هر حال هر اندازه هم که شرایط بحرانی باشه مسوولان بی کفایت باشند و ظلم و ستم حاکم باشه به هر حال مردم تو این زمان کوتاهی که از انقلاب قبلیشون میگذره فراموش نکردند که چه هزینه ی سنگینی ( چه خونها و جونها و ... ) رو برای انقلاب پرداختند و حتی اگر هم نتیجه ای در بر نداشته باشه مردم به دلایل کاملا منطقی و عقلانی حاضر نیستند بار دیگر بهای انقلاب دیگری را بپردازند :

1 - جامعه دچار سوء ظن به رهبران انقلابی می شود و وعده های آنان را پوچ می داند . مثل وعده های رهبران انقلاب قبلی .

2 - جامعه دچار سرخوردگی می شود و پس از پرداخت بهای سنگین یک انقلاب و تحقق نیافتن نتایج مورد انتظار ، جامعه در بهتی سنگین فرو می رود .

3 - برای تشکیل گروههای جدید فکری و ایدئولوژی های جدید حکومتی حداقل زمان 5 دهه است .

اما ایران از تمام قواعد مستثنی است و تمام این قواعد را نادیده می گیرد . مهمتر از همه اینکه رهبران انقلاب جدید عوض نشده اند همان کسانی که 30 سال قبل مردم را به انقلاب دعوت می کردند همان افراد بار دیگر مردم را به انقلاب و پرداخت هزینه های آن دعوت می کنند . استدلال من این است که اگر رهبران جنبش سبز ( میر حسین موسوی ، کروبی ، خاتمی ، هاشمی و ... ) ایدئولوژی قدرتمندی برای ایجاد یک حکومت دینی عادلانه و مبتنی بر اقتصاد شکوفا را داشتند چرا در انقلاب سال 57 این وعده را محقق نکردند ؟ پس اینبار نیز قطعا توانایی آنرا ندارند ! اما چرا استدلال من با استدلال هوادارن جنبش سبز متفاوت است ؟ قطعا استدلالی برای هواداری از این جنبش دارند چون به هر حال پای خون و آزادی ( تحمل شکنجه و زندان ) در میان است و این بهای سنگینی است .

به نظر شما استدلال آنها چیست ؟