اگه یه آدمی مثل من تو هر خونه ای نباشه که همه اون خونواده می پوسن تو خونه! متفکر هیچ کس بجز من پیشنهاد بیرون رفتن نمیده، پارک، سینما، تئاتر و هر تفریح و مسافرت دیگه ای باید به پیشنهاد ( البته اولش پیشنهاده بعدش باید کلی اصرار کنم تا بریم باز همسری بنده خدا پایه است ولی مامانم اینا زیاد نه! ) حالا امشب هم با اصرارهای فراوان من داریم میریم تئاتر . دیشب هم تو خونه بودیم جایی نرفتیم و تا ساعت 12 داشتیم فیلم کره ای میدیم همش 2 قسمت دیدیم. فیلم پسران برتر از گل، خیلی قشنگه تا اینجا که خوشم اومده، اما من کلا آدم جوگیری هستم از دیشب به همسری میگم: خشکشویی! اونم به من میگه معمولی! اگهاین فیلم رو ندیدید حتما ببینید . منم چند وقته میخوام ببینم حالا تازه شروع کردم. اما کنجکاو که بشم دیگه تا آخرشو زود میبینم.

قهوه تلخ رو هم که چند روز پیش 2 بار دیدم. انصافا خیلی آهنگش قشنگه خودشم خوبه . این صاحبخونه اش منو کشته! میگه: اینجا 50 متره ولی من یه جوری درآوردم انگار 90 متره، یه خوابه است ولی من یه جوری درآوردم انگار 2 خوابه است!