یکی از شیخهای عرب نشین پسرشو برای تحصیل به اروپا میفرسته و همه جوره ساپورتش میکنه . بعد از مدتی که پدر از حال و اوضاع پسرش جویا میشه که چیزی کم و کسر نداری؟ پسرش براش نامه ای میده با این مضنون: پدر جان اینجا همه چیز خوب و مرتب پیش میره اما من خجالت میکشم از اینکه معلمم با ترن میاد مدرسه ولی من با بنز آخرین مدل!

پدرش براش یه چک یک میلیون دلاری میفرسته و میگه منو بییشتر از این شرمنده نکن، برو برای خودت یه ترن بخر!تعجب

 

همه ما تو خانواده های مختلف با درآمدهای کاملا متفاوت زندگی می کنیم و نیازهای ما و رضایتمون از زندگی براساس تجربیات و سطح زندگیمون و انتظاراتی که از زندگی داریم شکل میگیره  . مثلا من و برادرم تو یه خانواده و با یه درآمد زندگی کردیم اما نیازها و سطح انتظاراتمون خیلی متفاوته . برادرم تو مدرسه غیرانتفاعی درس خوند و بعدش هم باز رفت دانشگاه غیرانتفاعی و دوستاش کلا وضعیتهای مالی خیلی خوبی داشتن اما من از اول مدرسه عادی میرفتم بعد هم دانشگاه دولتی و دوستامم کلا هم سطح خودم یا پایینتر بودن. پس انتظارات ما هم متفاوت شکل گرفت. به برادرم دنیا رو هم بدی ناراضیه اما من حیوونی به کمترین چیزها راضی هستم میگم: خدا رو شکر. البته تلاشمو میکنم ولی راضی هستم ناراضی نیستم. مثلا انتظارات من از زندگی یه آپارتمان خوشگل نسبتا متوسط هست تو یه منتقه متوسط و یه ماشین نسبتا متوسط مثل سمند . همین !!! آخی.... چه دختر قانعی!نیشخند دوست جونا پولمون خیلی کمه و نمیشه باهاش خونه خرید. اما به خاطر طرح یارانه ها دوست دارم این پول کم رو به یه خونه کوچولو تبدیل کنیم تا شاید ارزشش کم نشه . اما خب خیلی پولمون کمه و با این پول خونه خریدن مشکله . برامون خیلی دعا کنید . نمی دونم چه کار کنم؟ فکر کنم باید یه نامه به اون شیخه بنویسم شاید دلش به رحم بیاد و برای منم یه چک بفرستهچشمک